🔸علم پدیده‎ای بشری است و همچون تمامی تولیدات انسانی از مشترکانی چون اختلاف و تنوع به غایت بهره‎مند است. بر این تأکید شده است که علم، بر خلاف سیاست و دین و هنر و عرف و کسب که سربار از قدرت و خرافه و سلیقه و سنت و منفعت است، بر ریاضیات و تجربه، بر اندازه و آزمون تکیه می‎کند و انعکاسِ عینی و بازنمودِ بی‎طرف واقعیت است. این تصور دربارۀ علم طبیعی دیرزمانی مسلم انگاشته می‎شد و چندی نیز تلاش بر این بود که علوم انسانی و اجتماعی هم با روی آوردن به اندازه و آزمون از چنین امتیاز ویژه‎ای بهره‎مند شود، اما به تدریج معلوم شد که حتی نظریه گرانش نیوتون که معیار مبنای علمی بودن تلقی شد، و برای علم تجربی حیثیت و شرافت فراوان جمع کرد، اتفاقی نادر بود و در فیزیک و نجوم و شیمی هم که دقیق‎ترین علوم محسوب می‎شوند مشابه آن اندک است.
🔸تولید و تشخیص علمی یک فرایند طبیعی بوده و لذا در آمیخته با اغتشاش و ابهام و اختلاف است. گفته شده است که به دشواری می‎توان برای هنر آیین‎نامه نوشت، این درست است ولی برای علم هم همواره خیلی آسان نمی‎توان صراط مستقیم ترسیم کرد. برای قضاوت علمی راهی جز دموکراسی نیست، اگرچه رأی اکثریت مطلقاً متضمن اصابت به حقیقت یا فایده نیست.
🔸از فیزیک تا تاریخ برای برآورد علمی بودن کتب و مقالات راهی جز سپردن آن به داوری گزیده‎ای از اهل علم و رأی‌‎گیری از آنان و بنا کردن بر رأی اکثریت نیست. این هنگامی است که بحث بر سر پذیرش مقاله‎ای در کنفرانس یا استادی در دپارتمانی باشد وگرنه برای اعمال نوعی برآورد عمومی در سطح اجتماع جز به شهرت علمی نوشته‎ها و نویسندگان نمی‎توان استناد کرد. تفاوت علم و هنر در این است که علم کمتر از ناحیه عموم و عوام داوری می‎شود.

ویراست جدید: #مرتضی_مردیها
نشر ثالث